یک مشکل، یک نکته

دوشنبه،۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۸:۲۵ ق.ظ - یادداشت ها
 

یکی از مسائلی که همیشه به عنوان انتقاد بر فقه اسلامی وارد میشود مسئله برخورد فقه با مسائلی است که وجدان بشر امروزی با قاطعیت در مورد اون امور قضاوتی بر خلاف ظاهر فقه و شریعت میکند.

یک نمونه بارز این مسئله ، ازدواج مجدد است که درجامعه ای مانند ایران که به اعتقاد بسیاری منشا مشکلات زیادی میشود ، تجویزش از سوی دین همیشه مورد انتقاد قرار گرفته است.

در این بین شاید توجه به یک نکته در حل این مشکل و مسائلی از این دست موثر باشد ؛ فقه و مسائل فقهی در نگاه فقها گویا تنها به مثابه قانون است و فقط به بررسی موارد مجاز ، لازم و ممنوع میپردازد و شامل ” توصیه ” ها نمیشود، این توصیه ها که در اخلاق مطرح میشوند کمتر در فقه ( رساله ها و کتب احکام ) و در کنار احکام فقهی دیده شده و در نتیجه احکام فقهی چنین مجرد از اخلاق دیده شده و آماج حملات قرار میگیرند.

برای روشن شدن این مسئله یک مثال می آورم : در تقاطعی که بین دو خیابان هم عرض وجود دارد وقتی دو ماشین ( فرض کنید مثل هم از همه لحاظ ) به هم میرسند ممکن است قانون به هیچ یک از طرفین حق تقدم ندهد و هر دو را مساوی بداند ولی اخلاق میگوید که به دیگران احترام بگذاریم و بگذاریم طرف مقابل حرکت کند ، حال اگر طرفین بخواهند فقط به قانون اکتفا کنند تصادف میکنند و از قضا هیچ کدام هم از نگاه قانون مقصر نیستند ، ولی مدتها درگیر مسائل حقوقی تصادف و تعمیرات ماشین خود خواهند بود.

در مسئله ما هم چنین است : فقه میگوید ازدواج دوم جایز است ، ولی ” توصیه ” نمیکند برای همیشه ، بلکه در طرف مقابل و در نظام اخلاقی اسلامی بشدت بر تفاهم و زندگی با آرامش میان زن و شوهر تاکید میشود ، حال اگر کسی که مشکل خاصی ندارد که او را به ازدواج دوم مجبور کند و از طرف دیگر شرایط اجتماعی مانند کشور ما باشد که پذیرش ازدواج دوم را ندارد و دست به ازدواج دوم بزند دیگر نباید آشفتگی زندگی خودش را به گردن دین بیندازد ، بلکه از نگاه اخلاق دینی او بر خلاف ” توصیه ” عمل کرده و تنها به مُرّ قانون خود رو ملتزم کرده ، قانونی که فقط به او مجوز میداد نه توصیه ، حال بماند که چه بسیار دیده شده که به خاطر همین انتخاب نا درست کار به نزاع و مخاصمه کشیده شده و حقوق شرعی زن نیز پایمال شده است ، که دیگر در اینجا شخص از قانون و فقه نیز تعدی کرده است.

نکته جالب در این بین این است که صفت “مروت ” نزد برخی از فقها شامل این موارد نیز شده و کسی که چنین رفتار میکند و تنها بر پایه مجوزها و نه نظام اخلاقی حرکت میکند و گاهی سبب ساز مشکل میشود را فاقد صفت مروت دانسته اند ،در نتیجه چنین شخصی در عین عادل بودن بخاطر نداشتن صفت مروت از بسیاری مناصب دینی – اجتماعی مانند امامت جماعت محروم میشود.

خلاصه آنکه شاید بتوان گفت در نگاه فقها ، بین دو نظام قانون ( فقه ) و توصیه ها ( اخلاق ) خط مرزی روشن است و وقتی در فقه صرفا مجوز کاری را صادر می کنند آن را به معنای توصیه به آن ندانیم و بار مشکلات پیش آمده را بر سر دین خالی نکنیم.

هر چند مسئله ازدواج مجدد یک نمونه بیشتر نبود ولی به نظر می آید که این تحلیل و تفکیک همیشه مد نظر فقیهان بوده است ، هر چند تصریحی به این تفکیک درمیان کلمات ایشان ندیده ام و این مختصر بیشتر به مثابه یک تحلیل است که بسیار محتاج نقد است.

 
 
 
 
 
 
 

  1. استاد گرامی
    قید مروت آیا فقهی است یا خیر؟ آیا در آن دنیا کسی را برای انجام عملی که در فقه مجوز داده اند مواخذه می کنند؟
    اینکه کسی کاری کند که مجوز شرعی داشته باشد ولی تالی فاسدی بروز نماید، اشکال از عامل است نه عمل. چه اینکه عمل توسط شارع با حد و حدودش جایز دانسته شده و این عامل است که احتمالا در حین ارتکاب اشتباهی داشته است.
    ضمنا در جایی که وظیفه شرعی کسی انجام عملی است که به زعم عده ای مروت نیست، آیا انجام آن وظیفه ماجور نیست؟ واجب نیست؟
    به هر حال تا زمانی که سخط مخلوق به سخط خالق ترجیح داده شود این مباحث مطرح است.

    در ما نحن فیه ( ازدواج مجدد) توجه تان را به آیه اول سوره مبارکه تحریم جلب می کنم. اگر آنچه خدا حلال کرده برای رضایت مخلوق ترک شود، تارک عمل مذموم پروردگار خواهد بود. بله اگر کسی توانایی رعایت حدودش را ندارد حق انجام این کار را نیز نخواهد داشت. در حقیقت برای او جائز نخواهد بود آن حلال. درحالیکه حکم حلیت در آن مساله خدشه دار نمی شود. بلکه موضوعیتش را برای آن فرد از دست می دهد….

     
    • آشنای گرامی
      عموما مروت را مربوط به اموری که کراهت ندارد ولی خلاف شان است نیز تعمیم داده اند ، مانند جویدن آدامس برای یک روحانی که هم در فقه مجوز دارد و هم هیچ یکی از عناوین حظر مانند کراهت و حرمت بر آن بار نمیشود ، و البته خلاف مروت هیچ گاه مورد مواخذه نیست ، فقط در برخی مناصب – عمدتا اجتماعی مانند امامجتن جماعت – ترکش شرط شده است ، حقیر هم عرض کردم نزد برخی خلاف مروت شامل این ترک اخلاقیات به بهانه مجوز فقه میشود
      مسئله دیگر هم این است که اینجا از ترجیح سخط مخلوق نیست ، بلکه توجه به حقوق دیگران است ، تامل بفرمایید
      و البته من با شما موافقم که ذیل آیه مربوط به عدم جواز است ، ولی آن عدم جواز فقهی است و کلام ما پیش از آن در مورد حظر اخلاقی بود

       
    • اون آیه سوره تحریم مربوط به تحریم حلال هست نه ترک حلال.

       
      • منظور ترک بلا دلیل و اعتقاد به عدم جواز، است. والا که هر حلالی واجب نیست که. در تفسیر التبیان زیبا نوشته است ذیل همین آیه:

        و بین أن التحریم لا یحصل إلا بأمر اللَّه و نهیه، و لیس یصیر الشی‏ء حراماً بتحریم محرم، و لا بالیمین على ترکه، فلذلک قال «لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ»

        به هر حال چیزی را که خدا حلال کرده هیچ کس جز خودش نمی تواند حرام کند. صحبت هم همین است که حلیت حکم ازدواج مجدد تغییر ناپذیر است. شاید ( شاید) موضوعیتش برای اکثریت قریب با اتفاق مردان شهری ایران از بین رفته باشد اما حلیتش نه.

        در مباحث اخلاقی هم این خلط اتفاق می افتد که گاهی حکمی کلی می دهند در حالیکه مورد به مورد موضوع باید بررسی شود. اشکالی هم که به علمای اخلاق گرفته می شود از همین جهت است.

         
        • آشنای گرامی
          صحبت هیچگاه در ترک حلال و تحریم آن نبوده ، هر توصیه به ترکی لزوما کراهت و یا حرمت نیست ، ممکن است توصیه ای تنها دارای جنبه اخلاقی و البته برخاسته از متن دین باشد ، چنانکه عرض شد بسیاری از موارد خلاف مروت نه حرام و نه مکروه است ، باز هم توصیه بر ترک است و مرتکب آنها از برخی مناصب دینی – مانند امامت جماعت – محروم ، در این مثال تامل بفرمایید
          تمام سخن در این است که کسی که به اختیاری نادرست در ازدواج مجدد دچار مشکل شده – اگر فرض کنیم که حدود شرعی خود را رعایت کرده و به حرمت نکشیده باشد – دیگر نمیتواند تقصیر را بر گردن دین بیندازد

           
        • استاد گرامی

          آیا اعمال حالتی به جز از ۵ حالت حرام، مکروه، مباح، مستحب، واجب خواهند داشت؟

          من که در این بین چیزی به عنوان «خلاف مروت» نمی بینم!

          البته هر عملی در موضوعات مختلف حالتهای مختلفی دارد که به دلیل آشنایی شما (احتمالا) و طولانی نشدن مطلب مثال نمی زنم.

          به هر حال ازدواج مجدد که در حلیت آن شکی نیست، در جایی مباح است و در جایی مستحب ، در جایی مکروه و البته در جایی حرام و در جای دیگر واجب.

          اینکه با عمل به حلالی اشکالی پیش آید به نظر حقیر ربطی به مروت ندارد. بلکه اشکال در تشخیص موضوع است که انجام این حلال در این شرایط در زمره کدام یک از حالات فوق قرار می گیرد.

          تعرض بنده به قید مروتی است که می فرمایید وگرنه ظاهرا هدف و اعتقادمان در کلیت موضوع تفاوت فاحشی ندارد.

          به هر حال در ایام البیض رجب ملتمس دعاییم.

           
  2. آشنای ارجمند

    احکام پنج گانه ای که اشاره فرمودید احکام تکلیفی و در دایره فقه بود ، در همین دایره فقه احکام غیر تکلیفی مانند احکام وضعی داریم و مروت که از سوی فقها مطرح شده نیز خارج از این مقوله است ، ضمن اینکه بحث اساسا در توصیه بود و اینکه تمام توصیه های یک دین در شریعت و فقهش منحصر نشده و باید به توصیه های اخلاقی آن نیز توجه نمود و سپس گفت دین چه توصیه ای دارد
    هر چند نام شریف شما رو بجا نیاوردم ولی من هم ملتمس دعا هستم

     
  3. السلام علیکم

    حاج آقا بفرمایید این هم توصیه!!!

    قصد دارم از متعه پیامبر اکرم ۲ روایت از امام باقر و امام صادق علیهما السلام را نقل کنم:

    فضل شیبانی از امام باقر علیه السلام نقل میکند: یکی از یاران امام از ایشان در مورد آیه «و اذ اسر النبی…» سوال نمود. (آیه ۳-۵ سورة التحریم)

    ایشان فرمودند: رسول خدا با زنی ازدواج موقت نمود و بعضی از زنان رسول خدا (عایشه و حفصه ملعون!) از این امر اطلاع یافته و ایشان را به فحشاء متهم میساختند.

    اما رسول خدا فرمودند: متعه برای من حلال است و متعه ازدواج مدت دار است. پس آنچه را بدان آگاهی یافتید نزد خود نگه دارید…

    وسائل الشیعه ج۲۱ ص۱۰

    روایت دوم:

    از امام صادق علیه السلام هم نقل شده است که فرمود:

    بسیار ناپسند است در نظرم اینکه مردی بمیرد در حالیکه رفتاری از رفتارهای رسول خدا را رها کرده باشد.

    از امام پرسیده شد: آیا رسول خدا در زمان حیات خویش ازدواج موقت نمود؟

    حضرت فرمود بله و آیه «و اذ اسر النبی…» سوال نمود. (آیه ۳-۵ سورة التحریم) را قرائت نمودند.

    من لا یحضره الفقیه ج۳ ص۲۹۷

    اخذ شده از وبلاگ من متعه 🙂

    خلاصه ما متعه می خوایییییم! شما نخواه! 🙂

    التماس دعای فرج.

     
  4. ازدواج موقت هم ازدواج دومه دیگه حاج آقا…

    نکنه دیگه این ازدواج نیست؟

    از قبل هم معلوم بود…اوشون باحالترن:)

     
    • بله خب موقت هم ازدواجه ، ولی مشکل اینه آیا در تاکیداتی که بر این دو ازدواج شده ( موقت یا دائم ) بر بیش از یکی هم توصیه شده ؟ آنچه آوردید اصل ازدواج را توصیه می کند که با یک مورد حاصل می شود ، سخن بر سر بیشتر است.
      خدمت ایشان هم ارادت داریم 🙂

       
  5. رفتار پیامبر صلوات ا…علیه و آله و سلم هم بعد از ازدواج بوده!

    یعنی به تعبیر صریح تر اگر شخصی در بعد ازدواج دائمش ازدواج موقت هم انجام داد مطابق این حدیث به سفارش انجام داده است و این هیچ نقض مطالب مطرح شده ی حضرتعالی نیست اقلا!

    خب داشته باشید…:)

     
    • دقت بفرمایین که بحث سر ازدواج مجدد ( چه موقت چه دائم ) است ، نه دفعه اول و فعل پیامبر ص هم در ازدواج مجدد به معنای استحباب اون نیست و بنا بر نظر بسیاری از باب اخذ به مباح به عنوان اولی است