لغزشگاه های فهم و ترجمه قرآن کریم (۲)

یکشنبه،۳۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۷:۱۹ ق.ظ - یادداشت ها
 

۴- توجه به لغت: گاهی رجوع نکردن به لغت باعث اشتباه می‌شود، چرا که مترجم معنایی در ذهن دارد و بدون توجه به آنچه در لغت آمده، سعی در تطبیق معنای پیشفرض خود دارد، نمونه این مسئله در ترجمه آیه « ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَل‏ » ( حجر: ۳ ) رخ داده که مترجم محترم چنین آورده: «  و آرزوها آنان را غافل سازد »، نگاهی به لغت نشان می‌داد کلمه امل علاوه بر معنای اسمی « آرزو» معنای مصدری « آرزو کردن » نیز دارد، ولی مترجم تنها معنای اول را در ذهن داشته و چون با « امل » اسمی به صیغه مفرد، ترجمه چندان جالب نمی‌شد، بجای رجوع به لغت برای حل مشکل، کلمه را بصورت جمع ترجمه کرده است!

۵- توجه به قواعد نحوی: گاهی عدم دقت در تحلیل نحوی یک آیه، موجب اشتباه می‌شود، نمونه این کم توجهی این آیه است: « وَ یَمُدُّهُمْ فی‏ طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُون‏ » ( بقره: ۱۵ ) « و آنها را در طغیانشان نگه مى‏دارد، تا سرگردان شوند. »، قطعا « یعمهون » حال مضارع از ضمیر « هم » است که بدون واو حالیه آمده، در حالیکه به هیچ وجه این نکته در ترجمه لحاظ نشده، از این رو ترجمه انصاری بسیار دقیق تر است: « و آنان را سرگشته، در گمراهیشان وا مى‏نهد »

۶- توجه به قواعد صرفی: توجه به قواعد صرفی از بدیهی ترین نکات است اما گاهی همین مهم هم از دیده مترجمان مغفول می‌ماند، مثلا کلمه « سوء » در « یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذاب‏ » ( بقره: ۴۹ ) صیغه افعل تفضیل ترجمه شده است: «  همواره شما را به بدترین صورت آزار مى‏دادند » درحالیکه در آیه قرآن « أسوأ » نیامده و تعبیر « سوء » بکار رفته است.

۷- تفسیر یکسان: یکی از مهم ترین نکات، تفسیر یکسان آیات قرآن است، به عنوان نمونه اینکه صابئین چه کسانی بوده‌اند مسئله ایست که می‌بایست پیش از ترجمه برای مترجم حل شده باشد، و بر اساس آن، رویه‌ای یکسان در پیش بگیرد، در حالیکه همین کلمه در بقره: ۶۲ «  صابئان [پیروان یحیى‏] » و در حج: ۱۷ «  صابئان [ستاره‏پرستان‏] » ترجمه شده که تفاوتی بنیادی دارد!

۸- وحدت سیاق میان آیات متشابه: هر چند بکار بردن تعبیرهای مختلف و مترادف برای رساندن معانی مترادف، نادرست نیست، اما در جاییکه تعبیری یکسان بکار رفته، وحدت سیاق بسیار مهم است، بطور مثال این فراز « فَکَیْفَ کانَ عِقابِ » که دو بار در قرآن آمده یکبار در رعد: ۳۲ چنین ترجمه شده: « دیدى مجازات من چگونه بود؟! » و در غافر: ۵ چنین: « ببین که مجازات من چگونه بود! » که یکبار امری و دیگر بار سوالی ترجمه شده‌ است.

۹- زبان مقصد فراموش نشود: گاهی مترجم چنان متوجه زبان مبدا می‌شود که از زبان مقصد و اقتضائات آن غافل می‌شود، بطور مثال در ترجمه آیه « وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنینَ خَصیماً » ( نساء: ۱۰۵ ) چنین آمده: « و از کسانى مباش که از خائنان حمایت نمایى! » که – بدون نگاه به اشکال ترجمه‌ای آن – آشکارا از زبان فارسی خارج است و اگر هم چنین ترجمه‌ای درست بود، تعبیر فارسی درست‌تر چنین بود: « و از کسانی مباش که از خائنان حمایت می‌کنند. »

ترجمه آیت الله مکارم، در میان ترجمه‌های بسیار قرآن، از بسیاری سرتر و کم اشتباه‌تر است، اما چنانکه چند نمونه گذشت خالی از بی دقتی و یا کم دقتی نیست. آنچه گذشت تنها اشاراتی بود به لغزشگاه هایی که در فهم و ترجمه قرآن با آن مواجه می‌شویم و البته یادآوری این نکته که این کتاب مقدس را هنوز نمی‌توان از پس ترجمه‌ خواند و به ترجمه‌های قرآن، هر چند حاصل سالها پژوهش جمعی قرآن پژوه باشد، نمی‌توان اطمینان کامل داشت.

 

پ ن: در این نوشتار و مثال های آن از مقاله « نقد و بررسی ترجمه قرآن کریم از آیت الله مکارم شیرازی » نوشته استاد گرامی مرتضی کریمی‌نیا بسیار بهره بردم، این مقاله و سایر مقالات ایشان در باب ترجمه قرآن که بسیار مفید و سودمند است، اخیرا در کتاب زیر به چاپ رسیده است: ساختهای زبان فارسی و مسئله ترجمه قرآن، مرتضی کریمی‌نیا، تهران، هرمس، ۱۳۸۹ هجری