در ماه رجب سال ۲۱۸ قمری مامون عباسی، از بلند آوازه‌ترین خلفای عباسی درگذشت و همان روز معتصم، برادر وی، به خلافت رسید و به نام خلیفه اسلامی با وی بیعت کردند. اهمیت درگذشت خلیفه مقتدری که بر چنان سرزمین پهناوری حکم می‌راند و نیز مسئله بیعت با خلیفه جدید چنان است که ثبت دقیق این دو واقعه – که در یک روز نیز اتفاق افتاده – بدیهی باشد، از همین روست که طبری (م ۳۱۰) در تاریخ مشهورش می‌گوید: «وی پنجشنبه ۱۸ رجب درگذشت، برخی گفته‌اند بعد از عصر و برخی گفته‌اند ظهر»، یعنی چنان واقعه به دقت ثبت شده که حتی به تعیین ساعت نیز اهتمام داشته‌اند.

اما با کمی جستجو در دیگر کتب تاریخی، مسئله کمی پیچیده می‌شود؛ یعقوبی (م ۲۸۴) می‌گوید وی پنجشنبه ۱۷ رجب فوت کرده، ابن حبان (م ۳۵۴) در الثقات شب ۱۹ و ابن حزم (م ۴۵۶) پنجشنبه ۱۵ رجب را تاریخ درگذشت می‌دانند و خطیب بغدادی  (م ۴۶۳) در تاریخ بغدادش، شب پنجشنبه ده رجب را تعیین می‌کند!

در این میان ابن عساکر کار خود را کمی راحت کرده، وی چندین روایت از تاریخ فوت می‌آورد: پنجشنبه ۱۷ رجب، سه‌شنبه یا چهارشنبه ۸ رجب، شب پنجشنبه ۱۹ رجب، شب پنجشنبه ۱۰ رجب و سرانجام پنجشنبه ۱۱ رجب!

کتاب‌های تاریخی مشهور بعدی هم دست کمی ندارند؛ در کامل ابن اثیر (م ۶۳۰) وی شب ۱۸ رجب فوت کرده، ذهبی (م ۷۴۸) ۱۲ رجب و صفدی (م ۷۶۴) را ثبت کرده‌اند و کمی بعدتر ابن کثیر (م ۷۷۴) در بدایةاش ابتدا نقلی شبیه طبری و سپس یکی از روایت‌های ابن عساکر را که روز ۸ رجب را گفته می‌آورد.

کتاب تاریخ الخلفای سیوطی (م ۹۱۱) وقتی به درگذشت وی می‌رسد بی‌آنکه اشاره‌ای به این همه اختلاف داشته باشد، ۱۸ رجب را روز فوت وی می‌داند!

در اهمیت واقعه که سخنی نیست؛ از سویی درگذشت خلیفه حکومتی چنان با عظمت و از سوی دیگر روز بیعت با خلیفه جدید جهان اسلام. در اینکه تمدن اسلامی نیز در اوج اقتدار و درخشش علمی بوده و مامون را نقطه اوج علم‌مداری در قرون نخست تمدن اسلامی می‌دانند هم سخنی نیست، انگیزه‌ای سیاسی و یا فرقه‌ای نیز در بین نبوده که با تلاش برای پنهان کردن تاریخ واقعی در پی سودی باشد، اساسا قدرت و استقرار حکومت چنان بود که کسی خیالی چنین هم نمی‌توانسته در سر داشته باشد، با این حال چنین در تاریخ درگذشت وی اختلاف نظر است!

نکته جالب‌تر آنکه روایت مشهورتر روز درگذشت وی را پنجشنبه ۱۷ رجب یا ۱۸ رجب می‌داند ، جدای از اینکه با باقی نقل‌ها تنافی آشکاری در تعیین روز هفته دارد (خود ابن عساکر که پنجشنبه را ۱۷ رجب می‌داند در نقلی دیگر پنجشنبه را ۱۹ رجب نقل می‌کند که نشان از آشفتگی شدید روایت‌ها دارد) بر اساس برنامه مبدل تاریخ نور به سادگی می‌توان دریافت که اساسا ۱۷ رجب سال ۲۱۸ قمری، روز جمعه و ۱۸ ام آن ماه روز شنبه بوده است! (البته نتایج این برنامه قطعی نیست و بر اساس مبنایی است که به آن داده شده، مبانی دیگری نیز در تاریخ تطبیقی وجود دارد.)

حال بنگرید وضعیت دشواری که یک پژوهشگر در تاریخ اسلامی مربوط به دو قرن نخست دارد ، زمانی که از لحاظ رشد علمی هیچ قابل مقایسه با دوره مامون نیست و منابع بسیار بسیار کمتری از آن دوره در اختیار است، و از آن سخت‌تر وضعیت کسی است که بخواهد در تاریخ شیعه خصوصا در قرن نخست کنکاشی کند، تاریخی که از سوی حاکمان و طیف عمده تاریخ نویسان همیشه در معرض تلاش برای پنهان کردن و تحریف بوده است، خصوصا آن‌گاه که مانند قضایای شهادت حضرت زهرا س تمام حیثیت و اعتبار دستگاه خلافت را زیر سوال ببرد، تلاش برای یافتن آنچه رخ داده – خصوصا با تکیه بر منابع عامه – به مثابه یافتن سوزنی است که به عمد در انباری پر از کاه مخفی شده باشد!

در چنین فضایی، سستی سخن کسانی که برخی وقایع مانند روایت دقیق هجوم به بیت و جسارت‌هایی که شد را در کتب عمومی تاریخی نیافته و همین نیافتن را دلیل بر رخ ندادن آن گرفته‌اند روشن‌تر می‌شود، پاسخ پرسش اصلی این جماعت که “واقعه‌ای چنین گزاف چگونه ممکن است چنین کم به ثبت رسیده باشد؟” چیزی جز آشفتگی منابع تاریخی از سویی و تلاش برای پنهان کردن این جنایت* از سوی دیگر، نیست!

__________
*. ابو عبید ( م ۲۲۴ هـ ) در کتاب الاموال خود به شکلی عجیب نمونه‌ای آشکار از این پنهان‌کاری را نمایش می‌دهد: عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف ، عن أبیه عبد الرحمن ، قال : دخلت على أبی بکر أعوده فی مرضه الذی توفی فیه ، فسلمت علیه وقلت : ما أرى بک بأسا ، والحمد لله ، ولا تأس على الدنیا ، فوالله إن علمناک إلا کنت صالحا مصلحا ، فقال : أما إنی لا آسى على شیء إلا على ثلاث فعلتهم ، وددت أنی لم أفعلهم ، وثلاث لم أفعلهم ووددت أنی فعلتهم ، وثلاث وددت أنی سألت رسول الله صلى الله علیه وسلم عنهم ، فأما التی فعلتها ووددت أنی لم أفعلها : فوددت أنی لم أکن فعلت کذا وکذا لخلة ذکرها ، قال أبو عبید : لا أرید ذکرها!

در حالیکه بسیاری از بزرگان اهل سنت تصریح کرده‌اند که این مسئله هجوم به بیت بوده است: « فأما الثلاث التی فعلتها، ووددت أنی ترکتها فوددت أنی لم أکن فتشت بیت فاطمة، وذکر فی ذلک کلاماً کثیراً » المسعودی ( م ۳۴۶ هـ )، مروج الذهب و « فوددت أنى لم أکشف بیت فاطمة عن شئ. وإن کانوا قد غلقوه على الحرب » ابن جریر الطبری ( ۳۱۰ هـ ) تاریخ الطبری، و با اندکی اختلاف: ابن عساکر ( م ۵۷۱ هـ )، تاریخ مدینة دمشق

 
 
 
 
 
 
 

  1. سلام اینکه ابتدا سوال را مطرح نکردیدو خواننده را کنجکاو می کنید تا آخر متن را بخواند جالب است ولی شاید بهتر باشد نتیجه گیری را با توضیح بیشتری به پایان برسانید . با تشکر

     
  2. سلام از لطف حضرتعالی ممنون . موفق و موید باشید

     
  3. […] اسلامی و خصوصا شیعی، دو بار در رحیق نوشتم: + و +). بعیده بشه تمام این رفتارها رو یکجور تحلیل کرد و […]