در آرزوی مصلحت‌اندیشی غالیانه

یکشنبه،۲۰ فروردین ۱۳۹۱ - ۶:۰۰ ق.ظ - یادداشت ها
 

۱-  امام صادق ع: از دو خصلت مهلک برحذر باش: فتوا دادن در دین خدا به میل خود و سخن گفتن درباره آنچه نمی‌دانی[۱].

۲- برخی بجای ابراز صریح نظر خود به جای حکم خدا، دم از چیزی به نام مصلحت می‌زنند؛ مصلحت چنین می‌گوید و امروز مصلحت چنان است و سخنانی از این دست[۲]. مصلحت مدت‌هاست به مثابه تیغی برهنه، بسیاری از اصول، سنن و شعائر شیعی را هدف گرفته و یک به یک آن‌ها را زیر سوال می‌برد و دیگران را از آن‌ها برحذر می‌دارد. مسئله اصلی آن است که مصلحت‌سنجی در دین – که تنها برای برخی فقیهان و درحیطه‌ای محدود مجاز داسته شده است – تیغی دم‌دستی‌ شده و متاسفانه چه بسیار کسانی که مصداق بارز فراز دوم حدیث هستند ولی بی‌مهابا دین را در پوشش مصحلت، مثله می‌کنند!

سنن و شعائری که چنین مورد هجمه قرار می‌گیرند اغلب توصیه بزرگان دینی بوده و هستند، اما در کمال تعجب این جماعت از وادی فقه و دین‌شناسی به دور، نه به جهل خود نگاه می‌کنند و نه به بزرگی عالمان، برای ایشان که تنها معیارشان میل خود است هر مخالفی، جاهل تندرو یا همان غالی است!

۳- مسئله اصلی و سوال این نوشتار این است: چرا هیچ‌گاه این مصلحت‌سنجی ها به پافشاری بر یک سنت یا یکی از شعائر خاص شیعه نینجامیده است؟ چرا همیشه حرکت بسوی تقصیر و کم کردن بوده است؟

۴- در زیارت جامعه چنین می‌خوانیم: پس هر که از شما روی برگرداند از دین خارج است، کسی که در کنار شما باشد به مقصد می‌رسد و هر آنکه در حق شما کوتاهی کند هلاک شده است[۳].

در این زیارت صراحتا هلاک و خروج از دین برای مقصرین و بی‌ولایتان است و تعریضی به غالیان در آن نیست. شاید می‌دانستند که پاشنه آشیل انحراف در دین، نه در غلو که در تقصیر و یا انکار ولایت است[۴]، دو مهلکه‌ای که امروزه دغدغه هیچ یک از این مصلحت‌اندیشان نیست و گویا تنها دغدغه ایشان، حمله به تندروی یا همان غلو در میان هم‌کیشان خود است، البته غلوی که آن را نیز بر اساس میل خود تعریف کرده‌اند!

_________________

[۱] . «إیاک وخصلتین مهلکتین ، أن تفتى الناس برأیک ، وأن تقول ما لا تعلم» برقی، محاسن، همین مضمون در روایات بسیار دیگری نیز آمده است.

[۲] . نکته جالب در این میان پیشینه بسیار کهن این نگاه است؛ عمر در تمام مواردی که جلوی نص رسول خدا ص ایستاد، از مصلحت جامعه اسلامی زمان خود سخن می‌گفت و امروزه همین توجیه، دستمایه لاپوشانی «بدعت»های وی از سوی مریدانش شده است.

[۳] . فالراغب عنکم مارق واللازم لکم لاحق والمقصر فی حقکم زاهق. شاید همین فرازها باعث شده که این زیارت که از معتبرترین زیارات است از سوی جمعی که ویژگی اول و دوم حدیث نخست را توامان دارند و چنین تعابیری به مذاقشان خوش نیست «مرامنامه غالیان» خوانده شود.

[۴] . نگارنده از روایات بسیار در باب نهی از غلو بی اطلاع نیست، ولی روشن است که برخی از آن‌ها ناظر به غلو سیاسی و دسته‌ای دیگر به غلوی اشاره دارند که مقام الوهیت برای معصومین ع قائل بوده است، نه غلوی که به معنای پای فشردن بر تمام سنن و شعائر شیعی است، چنانکه بسیاری امروزه چنین گمان می‌کنند.

 
 
 
 
 
 
 

  1. سلام

    رحم الله والدیک …

    مجاز *دانسته*

     
  2. با سلام
    مصلحت عنصر حیاتی ومایه پویایی فقه ودین بصورت عام است. مصلحت ابزاری برای محک وسنجش حکم دینی است ونه تغییر آن. کسی که به مصلحت تمسک میجوید در واقع جویای حکم الهی است نه تغییر دهنده آن. پس نزاع شما با تمسک جوینده به مصلحت بر سر ثبوت یا عدم ثبوت حکم الهی است نه تغییر دادن آن وجریان صفت روی گردانی وکوتاهی در حق اهلبیت.جالب اینجاست که متمسک به مصلحت نیز این صفات را برای دیگران جاری میداند که برای این باید چاره ای اندیشید.نکته حایز اهمیت این است که گذشته گرایی وجموداز یک سو وظاهر گرایی از سوی دیگر باعث فدا شدن اهداف دین بجای احکام آن خواهد بو. البته نباید فراموش کرد که تمسک به مصلحت نیاز به وجود تخصص لازم در فرد تمسک کننده است.
    با اعتذار از تصدیع

     
    • با سلام و احترام

      تمام روی سخن با همان ذیل بود که اشاره کردید و به نزاع در باب اثبات اشاره داشتید، وگرنه کسی در محوریت مصلحت در مقام ثبوت احکام شکی ندارد، عامیانه شدن کشف این مصالح خود مصیبتی جداست!

      با اعتذار بسیار بابت تاخیر