اسطوره سینوهه؛ از مصر باستان تا اینترنت

سه شنبه،۷ شهریور ۱۳۹۱ - ۴:۵۲ ب.ظ - یادداشت ها
 

۱- Mika Waltari در ۱۹۴۵ میلادی رمانی تاریخی منتشر کرد در مورد سینوهه پزشک مخصوص فرعون. والتاری در این رمان تاریخی شخصی به نام سینوهه که در دوران دوازدهم خاندان‌های سلطنتی مصر (۲۰۵۵ تا ۱۶۵۰ پیش از میلاد) می‌زیسته را به دوران فرعون شهیر مصر آخناتون (درگذشته ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۴ پیش از میلاد) آورده و گویا بر اساس شواهد تاریخی‌ای که از دوره آخناتون داشته داستانی تاریخی در ۷۸۵ صفحه خلق کرد.+ در میزان اعتبار اطلاعات و توصیفات تاریخی این کتاب که شهرتی جهانی برای نویسنده خود به ارمغان آورد، سخنان بسیاری گفته شده است و نظرات متفاوتی وجود دارد.

۲- این کتاب بارها ترجمه شد؛ در عربی به «سنوحی المصری» در ۳۰۶ صفحه و در فارسی به «سینوهه» توسط احمد بهپور در ۶۴۲ صفحه و بعدتر توسط میترا میرشکار به نام «سینوهه، پزشک مخصوص فرعون» در ۷۲۰ صفحه ترجمه شد. اما بی‌گمان مشهورترین ترجمه از آن ذبیح‌الله منصوری است که کتاب را به نام «سینوهه: پزشک مخصوص فرعون» در دو جلد و ۹۸۹ صفحه منتشر کرد و کتاب به عنوان کتابی تاریخی شهرت بسیار زیادی پیدا کرد.

۳- بی‌اعتمادی به ترجمه‌های ذبیح الله منصوری که گاه در ترجمه چندین برابر متن اصلی را اضافه می‌کرده باعث شد این کتاب هم از تیررس نقد و شکاکیت منتقدین دور نماند و کتاب را معجونی از بافته‌های نویسنده اصلی و مترجم آن بدانند. طرفه آنکه برخی در این میان برای نشان دادن میزان اضافات مترجم، به کتاب اصلی والتر هم اشاره کرده‌اند که تنها ۶۰ صفحه بوده و بنابر این جناب منصوری حدود ۹۰۰ صفحه از ترجمه را خود تالیف کرده است: «کتاب والتاری در اصل ۶۰ صفحه بیشتر نیست و سینوهه‌ای که ایرانیان خواندند به مدد ذهن خلاق و داستان‌پرداز مترجم اثر یعنی مرحوم ذبیح‌الله منصوری به کتابی دو جلدی و ۹۸۹ صفحه‌ای تبدیل شده است. این به چه معناست؟ یعنی اگر کتاب والتاری را که به گفته خودش از پاپیروس‌های هیروگلیف‌نشان ترجمه شده است و ظاهراً هیچ کس جز خودش یارای تأیید صحت و سقم آن را ندارد سندی متقن در نظر بگیریم، ترجمه آن به فارسی ۹۲۹ صفحه داستان اضافه دارد.» +

۴- این اتهام به چند برابرسازی کتاب اصلی توسط مترجمی -که البته در امانت‌دار نبودنش کمتر کسی شک دارد- خیلی زود به مانند خود رمان غیر واقعی سینوهه و ترجمه با اضافاتش، پذیرفته شد و مورد اقبال بسیاری -خصوصا در فضای نت- قرار گرفت و به مثالی مشهور برای جعل و مسئله اعتماد نابجا تبدیل شد. (به عنوان نمونه پست جدید جناب مجیدی در یک پزشک +)

اگر مخاطبین کتاب اصلی، خوانندگان ترجمه جناب منصوری و یا کسانی که به این قبیل نقدها اعتماد کرده بودند، اندکی زحمت جستجو در منابع تاریخی و کتاب‌شناسی را بر خود روا می‌داشتند هیچ‌گاه در تاریخ‌خوانی یا نقد آنبه اشتباه نمی‌افتادند. معضل اعتماد بر سخنان دیگران بدون مراجعه به منابع مورد اشاره آن‌ها، همیشه یکی از آفات پژوهش‌های علمی خصوصا در دانش‌های نقل‌محور بوده است و رواج آن نه بخاطر دروغ‌پردازی یا اشتباهات نویسندگان و مترجمان که مدیون «زود باوری» خوانندگان و پژوهشگران است.

 
 
 
 
 
 
 

  1. سلام، موردی را که فرمودین من اصلاح کردم، گرچه مورد کتاب سینوهه بسیار برجسته شده، ولی گویا این مورد اصلا سندین نداشته، ولی خب، نمی‌شه منکر دقیق نبودن ترجمه‌های ذبیح الله منصوری شد. از سوی دیگه به باور من نمی‌شه هوش این مترجم و جالب بود سبک نگارشش را هم منکر شد.

     
    • با سلام و احترام
      من جز موردی که اصلاح فرمودین با بقیه صحبتهای شما کاملا موافقم و روی سخنم تنها این مسئله بود که گویا خیلی از نویسندگان به «اعتماد» ما بیش از اندازه اعتماد میکنند! شاید پست من کمی در رساندن این نکته ابهام داشت، نکته نهایی رو از این جهت بازنویسی کردم.

       
  2. درود،کتاب سینوهه بااینکه من روی اکثر جملاتش وگفته هاش تحقیق کردم واگه زیاد نخوام حسن تعبیر کنم فقط توی چندمورد دوتا پنج سال اختلاف زمانی دیدم.وباید بگم ازقسمتهایی ازکتاب آنقدرمتنفر شدم که کتاب را پرتاب کردم مثل زمان خودکشی پدرومادر سینوهه ،وجاهایی هم بغض کردم والبته آخر کتاب ومخصوصا جمله آخر خیلی دلم رو سوزوند.ولی بسیار شیواتر زیباتر ومنتج تر از کتابهای دیگه ای هست که خوندم واین دید شما چون افکار سینوهه به نوعی مروج اگزیستانسیالیسم و سعی در سکولاریته شدن جوامع داره واین با تعصبات عده ای ازمزدوران ریا و شبه انسان درتناقض هست به این کتاب پرمایه خرده میگیرن
    تمام کتابهای مذهبی ما را میتوان به نقد گرفت ولی آیا اتفاق می افته؟؟؟
    بیشترازاین توضیح نمیدم چرا که توضیحات من اضافه س
    والبته اگه شخصی این کتاب را خونده باشه جواب استدلال های اینچنینی در خود کتاب به روشنی ذکرشده