معنای مسلمانی

چهارشنبه،۲۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۲:۲۸ ب.ظ - یادداشت ها
 

بحث از اسلام و تبیین معنای صحیح آن، از دیرباز در جامعه اسلامی رواج داشته و ریشه در قرن نخست هجری و نزاع های گسترده بر سر تفسیر اسلام میان صحابه، تابعین و عالمان مسلمان پس از ایشان دارد و امروزه نیز این نزاع در هنگام عرضه و تبیین دین تصویر درست اسلام خصوصا برای غیر مسلمانان ادامه دارد. در کنار این مناقشه طولانی، چندی است که توجه برخی به معنای مسلمانی نیز جلب شده است؛ گزارش و تحلیل آنچه عموم مسلمانان – و نه خصوص عالمان مسلمان – آن را التزام به اسلام و یا تفسیر خود از اسلام و مسلمانی می‌دانند، هرچند این تفسیر با تفسیر رایج عالمان دینی تفاوت داشته باشد. این نکته نه تنها به یافتن دقیق تر فرهنگ جهان اسلام و نیز دست یافتن به تصویر واقع بینانه بسیاری از غیر مسلمانان از اسلام که مبتنی بر تجربه تعامل هرچند مجازی با مسلمانان است، کمک می‌کند، بلکه به متولیان و دغدغه مندان فرهنگ دینی عمومی، نقاط اصلی تمرکز و بازتاب تبلیغ های ایشان و دیگر عوامل موثر در تشکیل و تغییر فرهنگ در جهان اسلام را نشان می‌دهد.

انجام پژوهش های گسترده در سراسر و یا حتی قسمت عمده جهان اسلام، بخاطر شرایط عموما متشنج و نا آرام کشورهای اسلامی خصوصا در چند سال اخیر، بسیار سخت و در برخی موارد ناشدنی است. در عین حال برخی موسسات افکارسنجی مانند مؤسسه نظرسنجی گالوپ (Gallup Poll) و مرکز تحقیقات پیو (Pew Research Center) دست به انجام پروژه های گسترده ای در سطح جهان اسلام زده اند و نتایج آن را نیز منتشر کرده اند. دو نظرسنجی موسسه گالوپ در سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۵ – ۲۰۰۷ میلادی در کتابی به نام «Who Speaks for Islam?» توسط جان ال. اسپوزیتو و دالیا مجاهد منتشر شد[۱] که نتایج ده ها هزار مصاحبه یک ساعته و رودررو با مسلمانان بیش از ۳۵ کشور که از نگاه مصاحبه کنندگان در مجموع نماینده ۹۰ درصد از مسلمانان جهان بوده اند، را مطرح کرده است. بنیاد پیو نیز تحقیقی گسترده و میدانی را در سال ۲۰۰۷ میلادی راه اندازی کرده که تا زمان حاضر ادامه یافته است. در این پژوهش ۳۸۰۰۰ مسلمان از شش منطقه بزرگ جهان اسلام (جنوب و شرق اروپا (روسیه و بالکان)، آسیای مرکزی، آسیای جنوب شرقی، جنوب آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا، و کشورهای جنوب صحرای آفریقا) بصورت مصاحبه‌های رودررو شرکت کرده اند و در ۸۰ زبان مختلف به پاسخ به سوالات پرسشگران در هفت زمینه اصلی جایگاه شریعت، دین و سیاست، اخلاق، زنان، رابطه میان مسلمانان، رابطه با ادیان دیگر و اسلام و زندگی مدرن پاسخ داده اند. نتایج این تحقیق در دو گزارش مفصل در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ منتشر شده است و در اختیار عموم قرار گرفته است[۲]. نوشتار حاضر در پی آن است که با گزارشی خلاصه  از نتایج آخرین افکارسنجی، گستره تفاوت نگاه مسلمانان به اسلام و نوع تعامل آنها با مسائل مهم دنیای معاصر را نشان دهد.

 

مسلمانان و شریعت اسلامی

درباره امکان تعدد تفاسیر از شریعت اسلامی، میان مسلمانان اختلاف زیادی به چشم می‌خورد؛ در حالیکه اکثریت مسلمانان در سه کشور آسیای مرکزی – تاجیکستان ۷۰ درصد، آذربایجان ۶۵ درصد و قرقیزستان ۵۵ درصد – می‌گویند که تنها یک راه برای تفسیر صحیح شریعت وجود دارد، در دیگر مناطق، این عقیده بروز کمتری دارد، از جمله در ترکیه که در آن نسبت مخالفان و موافقان به طور یکسان ۳۶ درصد است. بصورت کلی مسلمانان در جنوب و شرق اروپا تمایل بیشتری به تفسیر واحد دارند، چنانکه در بوسنی و هرزگوین ۵۶ درصد مخالفان تفاسیر متعدد در مقابل ۳۵ درصد موافقان آن و در روسیه ۵۶ درصد مخالفان تفاسیر متعدد، در مقابل ۲۲ درصد موافقان آن قرار دارند. در کشورهای مورد بررسی در جنوب آسیا یعنی افغانستان، پاکستان و بنگلادش، اکثریت می‌گویند تنها یک تفسیر درست برای شریعت وجود دارد؛ ۶۷ درصد در افغانستان، ۶۱ درصد در پاکستان و ۵۷ درصد در بنگلادش.در مقابل در افغانستان ۲۹ درصد، پاکستان ۱۷ درصد و بنگلادش ۳۸ درصد می‌گویند تفاسیر متعدد درباره شریعت صحیح است. در خاورمیانه و شمال آفریقا، باور به تفسیر واحد شریعت در لبنان با ۵۹ درصد و در سرزمین های فلسطینی با ۵۱ درصد دیدگاه غالب است، اما در عراق تقریبا طرفین مساوی اند: ۴۶ درصد می‌گویند تنها یک راه ممکن برای درک شریعت وجود دارد، در حالی که ۴۸ درصد مخالف این نظرند.در عین حال در تونس و مراکش، اکثریت قاطع یعنی ۷۲ درصد در تونس و  ۶۰ درصد در مراکش به اعتبار تفاسیر تعدد اعتقاد دارند.

نگرش نسبت به قرار گرفتن قوانین اسلامی به عنوان قانون کشور، به طور قابل توجهی در میان مناطق مختلف، متفاوت است. بالاترین حمایت در جنوب آسیا با حمایت ۸۴ درصد از پرسش شوندگان است، موافقین در کشورهای جنوب صحرای آفریقا ۶۴ درصد، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۷۴ درصد و در آسیای جنوب شرقی ۷۷ درصد را تشکیل می‌دهند. اما در دو منطقه مسلمانان به مراتب کمتری با این نظریه موافقند: در جنوب و شرق اروپا ۱۸ درصد و در آسیای مرکزی تنها ۱۲ درصد با جایگزینی شریعت اسلامی به عنوان قانون کشور موافقت دارند. در آمار تفکیکی بر اساس کشورها، افغانستان با موافقت ۹۹ درصد، عراق ۹۱ درصد، فلسطین ۸۹ درصد، مالزی ۸۶ درصد، پاکستان ۸۴ درصد، مراکش ۸۳ درصد، بنگلادش ۸۲ درصد و مصر ۷۴ درصد بیشترین ضریب موافقت و کشورهای بوسنی و هرزگوین با ۱۵ درصد موافق، آلبانی ۱۲ درصد، ترکیه ۱۲ درصد، قزاقستان ۱۰ درصد و آذربایجان ۸ درصد کمترین درصد موافقت را داشته اند. این آمار کلی با درصد جمیعت مسلمان در یک کشور تناسب زیادی ندارد چنانکه در کشورهای اوگاندا، غنا و کنیا که جمعیت مسلمانان کمتر از یک پنجم کل جمعیت کشور است، به ترتیب ۶۶، ۵۸ و ۶۴ درصد پاسخ دهندگان موافق بوده اند ولی در تاجیکستان، ترکیه و آذربایجان با جمعیت بیش از نود درصدی مسلمان، تنها به ترتیب ۲۷، ۱۲ و ۸ درصد با نقش شریعت اسلامی بعنوان قانون کشور موافق بوده اند، هرچند این آمار، در مجموعه افرادی که مدعی التزام بیشتر به شریعت بوده اند، رشد معناداری دارد و بطور مثال در لبنان ۳۹ درصد افرادی که اعلام التزام بیشتری به شریعت داشتند موافق بوده اند ولی تنها ۱۱ درصد از افراد غیر ملتزم به شریعت، با قوانین اسلامی بعنوان قوانین حکومتی موافق بوده اند. در فلسطین ۹۵ درصد ملتزمین به شریعت در مقابل ۶۸ درصد غیر ملتزمین موافق با رسمی شدن قوانین اسلامی بوده اند. همچنین تفاوت سن در این موافقت دخیل بوده و بطور مثال در لبنان، افراد بالای ۳۵ سال ۲۲ درصد بیشتر از افراد زیر ۳۵ سال اعلام موافقت کرده اند.

از سوی دیگر، میان کشورهای مورد مطالعه در مورد حیطه نفوذ قوانین شریعت اختلاف نظر زیادی است و بطور مثال در مصر ۷۴ درصد، در قرقیزستان ۶۲ درصد و در افغانستان ۶۱ درصد اعتقاد دارند قوانین اسلامی برای تمام شهروندان، هرچند نامسلمان، باید اجرا شود، در حالیکه تنها ۱۹ درصد در قزاقستان، ۲۹ درصد در مراکش و تاجیکستان به این مسئله اعتقاد دارند.

در عین حال، منظور از اجرای قوانین اسلامی در کشور، در میان تمام پاسخ دهندگان یکسان نیست و نسبت قوانین مورد پذیرش، متفاوت است؛ موافقان نقش شریعت به عنوان قانون، در سراسر جهان اسلام عموما توافق دارند که رهبران مسلمان و قضات مذهبی باید در مورد اختلافات خانوادگی و مسائل مالی قضاوت کنند. در جنوب شرقی آسیا ۸۴ درصد، آسیای جنوبی ۷۸ درصد، خاورمیانه و شمال آفریقا ۷۸ درصد ودر آسیای مرکزی ۶۲  درصد با این مسئله موافقند، هرچند در جنوب و شرق اروپا، تنها ۴۱ درصدچنین اعتقادی دارند. مصر با ۹۵ درصد، اردن با ۹۳ درصد و مالزی با ۸۸ درصد موافق، بیشترین و بوسنی و هرزگوین با ۲۴ درصد کوزوو با ۲۶ درصد کمترین میزان موافقت را داشته اند. در عین حال در جنوب آسیا مجازات های شدید، مانند قطع دست دزد بطور متوسط ۸۱ درصد و مجازات مرگ برای مرتدین از نگاه ۷۶ درصد پذیرفته شده است، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز ۵۷ درصد موافق مجازات های شدید و ۵۶ درصد موافق اعدام مرتدین بوده اند. در مقابل، در جنوب شرقی آسیا بطور متوسط ۴۶ درصد، آسیای مرکزی ۳۸ درصد، و جنوب و شرق اروپا ۳۶ درصد با مجازات های سنگین مثل قطع دست و به ترتیب تنها ۲۷ درصد، ۱۶ درصد و ۱۳ درصد با مجازات اعدام برای مرتدین موافق بوده اند. پاکستان با ۸۸ درصد، افغانستان با ۸۱ درصد و فلسطین با ۷۶ درصد و کوزوو با ۲۸ درصد، قزاقستان با ۳۱ درصد و بوسنی و هرزگوین با ۳۲ درصد بیشترین و کمترین موافقت با اجرای قوانین شریعت مانند قطع دست را داشته اند. موافقت با مجازات سنگسار نیز حدودا همین وضعیت را دارد؛ در پاکستان ۸۹ درصد، در افغانستان ۸۵ درصد و در فلسطین ۸۴ درصد موافق بوده اند، در حالیکه در کوزوو ۲۵ درصد، در قزاقستان ۳۱ درصد و در بوسنی و هرزگوین ۲۱ درصد با مجازات سنگسار موافق بوده اند. اما در مورد مجازات ارتداد، فاصله میان کشورهای اسلامی بسیار زیاد است؛ در حالیکه در مصر ۸۶ درصد، اردن ۸۲ درصد، افغانستان ۷۹ درصد، پاکستان ۷۶ درصد و فلسطین ۶۶ درصد موافق حکم شریعت در این زمینه اند، تنها ۴ درصد در قزاقستان، ۸ درصد در آلبانی، ۱۱ درصد در کوزوو، ۱۴ درصد در قرقیزستان و ۱۸ درصد در اندونزی با اجرای این حکم موافقند.

 

اسلام و سیاست

اکثر مسلمانان در سراسر جهان از دموکراسی حمایت می‌کنند و بیشتر آنها اعتقاد دارند که پیروان دیگر ادیان، در انجام مناسک خود بسیار آزادند. همچنین بسیاری از مسلمانان می‌خواهند که رهبران مذهبی شان مشارکتی در مسائل سیاسی داشته باشند. در هنگام  انتخاب بین یک حکومت با یک رهبر در راس قدرت و یا یک دولت دموکراتیک، بیشتر مسلمانان دموکراسی را انتخاب کردند. دموکراسی از حمایت بیشتری در کشورهای جنوب صحرای آفریقا (۷۲ درصد)، جنوب شرقی آسیا (۶۴ درصد) و جنوب و شرق اروپا (۵۸ درصد) برخوردار بوده، در حالی که این موافقت در خاورمیانه و شمال آفریقا (۵۵ درصد) و آسیای مرکزی (۵۲ درصد) کمی کمتر بوده است. مسلمانان در جنوب آسیا بیشترین شک و تردید را درباره یک دولت دموکراتیک دارند و بطور متوسط تنها ۴۵ درصد از آن حمایت کرده اند. البته این آمار به تفکیک کشورها تفاوت بسیاری را نشان می‌دهد و مقبولیت دموکراسی در مقابل پذیرفته بودن نظامی با یک رهبر قدرتمند، در برخی کشورها به ترتیب چنین بوده است: کوزوو ۷۶ درصد در مقابل ۱۳ درصد، روسیه ۳۵ درصد در مقابل ۵۲ درصد، قرقیزستان ۳۲ درصد در مقابل ۶۴ درصد، لبنان ۸۱ درصد در مقابل ۱۹ درصد، غنا ۸۷ درصد در مقابل ۱۲ درصد و عراق ۵۴ درصد در مقابل ۴۲ درصد.

این نظرسنجی همچنین از مسلمانان پرسید که پیروان ادیان دیگر در انجام مناسک خود در جامعه اسلامی چگونه اند: بسیار آزاد، تا حدودی آزاد، نه چندان آزاد یا بدون هیچ آزادی؟ همچنین در ادامه پرسیده شد که آیا این آزادی خوب است یا خیر؟ در ۳۱ از ۳۸ کشور که در آن سوال پرسیده شد (این سوال در افغانستان پرسیده نشد)، اکثریت مسلمانان گفتند پیروان ادیان دیگر می‌توانند بسیار آزادانه به مناسک خود عمل کنند و از نگاه اکثریت قریب به اتفاق آنها، این مسئله خوب است. این دیدگاه در جنوب آسیا ۹۷ درصد، جنوب و شرق اروپا ۹۵ درصد، کشورهای جنوب صحرای آفریقا ۹۴ درصد، جنوب شرقی آسیا ۹۳ درصد و آسیای مرکزی ۹۲ درصد و در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، تقریبا ۸۵ درصد طرفدار داشته است.

چند کشور که در آن ۱۰ درصد یا بیشتر از مسلمانان می‌گویند غیر مسلمانان «نه چندان» و یا «به هیچ وجه» آزادی دارند، عبارتند از مصر (۱۸ درصد)، ترکیه (۱۴ درصد)، عراق (۱۳ درصد)، جیبوتی (۱۱ درصد)، تاجیکستان (۱۱ درصد) و سرزمین های فلسطینی (۱۰ درصد). تعداد بسیار کمی از مسلمانان در این کشورها این عدم آزادی مذهبی را «چیز خوبی» می‌دانستند، هرچند درصد این موافقان در سه کشور نیجر، مصر، مراکش کمتر از سایر کشورها بوده است (به ترتیب ۷۶ درصد، ۷۷ درصد، ۷۹ درصد).

در حالی که مسلمانان به طور گسترده ای از دموکراسی و آزادی مذهبی استقبال می‌کنند، بسیاری همچنان می‌خواهند دین نقش برجسته ای در سیاست بازی کند. در جنوب شرقی آسیا ۷۹ درصد پاسخ دهندگان، جنوب آسیا ۶۹ درصد و خاورمیانه و شمال آفریقا ۶۵ درصد می‌گویند رهبران مذهبی باید دخالتی در مسائل سیاسی داشته باشند. مسلمانان در دو منطقه دیگر که در آن سوال پرسیده شد با ادغام سیاست و دین کمتر موافق بوده اند؛ در آسیای مرکزی تنها ۲۸ درصد مسلمانان و در جنوب و شرق اروپا فقط ۲۲ درصد می‌گویند که رهبران مذهبی باید در مسائل سیاسی دخالت کنند.

همچنین در بسیاری از ۲۱ کشوری که در آن از بمب گذاری انتحاری و دیگر اشکال خشونت علیه اهداف غیر نظامی به عنوان ابزاری برای دفاع از اسلام در برابر دشمنان آن پرسیده شده بود، تعداد بسیار اندکی این اعمال را تایید کرده بودند، هرچند در چند کشور، اقلیت قابل توجهی بر این باورند که بمب گذاری انتحاری می‌تواند اغلب و یا گاهی اوقات مسئله ای مورد قبول باشد. مسلمانان در برخی از کشورهای جنوب آسیا و منطقه خاور میانه و شمال آفریقا بیشتر از مسلمانان در جای دیگر، بمب گذاری انتحاری را قابل توجیه می‌دانستند. ۴۰ درصد مسلمانان فلسطین بمب گذاری انتحاری را اغلب یا گاهی اوقات قابل قبول می‌دانستند، در حالی که تقریبا نیمی (۴۹ درصد) با آن مخالف بودند. نسبت موافقان در مصر به ۲۹ درصد می‌رسید و در اردن ۱۵ درصد، در تونس ۱۲ درصد و عراق ۷ درصد بمبگذاری انتحاری را اغلب یا گاهی مورد قبول می‌دانستند.

در افغانستان، از نگاه اقلیت قابل توجهی از مسلمانان (۳۹ درصد) این شکل از خشونت علیه اهداف غیر نظامی در دفاع از اسلام اغلب یا گاهی اوقات توجیه پذیر است. در بنگلادش، بیش از یک چهارم از مسلمانان (۲۶ درصد)  و در پاکستان ۱۳ درصد و در ترکیه ۱۵ درصد مسلمانان چنین اعتقاد دارند. در آسیای جنوب شرقی، مسلمانان مالزی بیش از مسلمانان اندونزی این رفتار را توجیه پذیر می‌دانند (۱۸ درصد در مقابل ۷ درصد). کمترین میزان پذیرفته بودن بمب گذاری انتحاری در میان مسلمانان آذربایجان (۱ درصد)، قزاقستان (۲ درصد)، تاجیکستان و بوسنی (۳ درصد) و روسیه (۴ درصد) بوده است.

 

ایمان و اخلاق

مسلمانان در سراسر جهان اعتقاد راسخی دارند که برای اینکه بتوان یک شخص را اخلاق گرا دانست، وی باید لزوما به خدا اعتقاد داشته باشد. همچنین مسلمانان در تمام مناطق مورد مطالعه همچنین به طور کلی اتفاق نظر دارند که برخی رفتارها مانند خودکشی، همجنس گرایی و مصرف الکل از نظر اخلاقی غیر قابل قبول است. با این حال، در مورد طلاق، کنترل تولد و چند همسری اتفاق نظر کمتری وجود دارد، و حتی مسلمانانی که به جایگیری شریعت به عنوان قانون اعتقاد دارند، در این زمینه ها نظر یکسانی ندارند.

در این نظر سنجی، برای اکثر مسلمانان پاسخ به این سوال که «آیا اعتقاد به خدا برای اخلاق گرایی و التزام به ارزش های خوب لازم است؟» به روشنی بله بوده است؛ در آسیای مرکزی ۶۹ درصد، کشورهای جنوب صحرای آفریقا ۷۰ درصد، جنوب آسیا ۸۷ درصد، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۹۱ درصد و آسیای جنوب شرقی ۹۴ درصد اتفاق نظر دارند که اخلاق با ایمان به خدا آغاز می‌شود. در جنوب و شرق اروپا، که در آن سنت سکولار نفوذ بیشتری دارد، متوسط ۶۱ درصد توافق دارند که اخلاقی بودن و داشتن ارزش های خوب به اعتقاد به خدا گره خورده است و تنها در دو کشور  از ۳۸ کشوری که در آن سوال پرسیده شده بود – آلبانی (۴۵  درصد) و قزاقستان (۴۱ درصد) – کمتر از نیمی از مسلمانان به چنین پیوندی اعتقاد داشتند (در افغانستان این پرسش پرسیده نشده بود).

همچنین مسلمانان در سراسر جهان نظرات مشابهی در مورد غیر اخلاقی بودن برخی از رفتارها داشتند. به عنوان مثال، در سراسر شش منطقه مورد مطالعه، بطور متوسط بالای هشتاد درصد مسلمانان فحشا، همجنس گرایی و خودکشی را از نظر اخلاقی نادرست می‌دانستند، هرچند در مصر و اردن به ترتیب ۵۶ و ۶۲ درصد خودکشی را از لحاظ اخلاقی نادرست می‌دانستند و در بنگلادش تنها ۶۷ درصد مسلمانان همجنسگرایی را غیر اخلاقی می‌شمردند.  حداقل ۶۰ درصد نیز نوشیدن الکل، سقط جنین و اتانازی را محکوم می‌کردند، هرچند تفاوت نسبت نگرش به نوشیدن الکل محسوس است و در حالیکه ۶۲ درصد در جنوب و شرق اروپا و ۶۶ درصد آسیای مرکزی آن را محکوم می‌کردند، در آسیای جنوب شرقی ۹۳ درصد و در سایر مناطق بالای ۸۰ درصد آن را غیراخلاقی می‌دانستند.

اکثریت مسلمانان در تقریبا تمام کشورهای مورد بررسی، رابطه جنسی پیش یا خارج از ازدواج را نادرست می‌دانند، یعنی بیش از سه چهارم مسلمانان ۲۹ کشور از ۳۶ کشوری که در آن سوال پرسیده شد. این دیدگاه در تایلند ۹۹ درصد، اردن ۹۶ درصد، لبنان ۹۶ درصد و مصر ۹۵ درصد جمعیت مسلمان را دربرگرفته است. مسلمانان در جنوب و شرق اروپا و همچنین کشورهای جنوب صحرای آفریقا پذیرش نسبتا بیشتری در قبال رابطه جنسی خارج از ازدواج دارند؛ حداقل یک چهارم در بوسنی و هرزگوین (۲۶ درصد) و آلبانی (۲۵ درصد) می‌گویند رابطه جنسی خارج از ازدواج از نظر اخلاقی قابل قبول است و در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، نزدیک به بیست درصد چنین دیدگاهی دارند: در گینه بیسائو (۱۹ درصد)، چاد (۱۸ درصد) و اوگاندا (۱۸ درصد). همچنین برخی از مسلمانان معتقدند رابطه جنسی خارج از ازدواج غیر اخلاقی نیست، در شش کشور از کشورهای مورد بررسی، بیش از ده درصد چنین اعتقادی داشتند: کامرون (۱۷ درصد)، بوسنی و هرزگوین (۱۶ درصد)، اتیوپی (۱۶ درصد)، چاد (۱۵ درصد)، بنگلادش (۱۳ درصد) و جیبوتی (۱۲ درصد). مسلمانان البته در مورد غیراخلاقی بودن فحشا اتفاق نظر بیشتری داشتند و بیش از هفتاد درصد آنها می‌گویند که فحشا غیر اخلاقی است و تنها در چاد ۱۰ درصد گفتند فحشا از نظر اخلاقی قابل قبول هم هست. در همین حال، در چند کشور، درصد کوچکی از مسلمانان می‌گویند فحشا یک مسئله غیراخلاقی نیست: بنگلادش (۱۲ درصد)، چاد (۱۲ درصد)، جیبوتی (۱۰ درصد) و گینه بیسائو (۱۰ درصد).

هنگامی که از چند همسری، طلاق و کنترل جمعیت سوال می‌شود اتفاق نظر کمتری میان مسلمانان دیده می‌شود. در مورد تعدد زوجات، در جنوب و شرق اروپا (متوسط ۶۸ درصد) و آسیای مرکزی (۶۲ درصد) بسیاری می‌گویند که این عمل از نظر اخلاقی غیر قابل قبول است. در دیگر مناطق مورد بررسی، نگرش نسبت به تعدد زوجات به طور گسترده ای از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. به عنوان مثال، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، درصد مسلمانانی که فکر می‌کنند چند همسری از نظر اخلاقی ناپذیرفتنی است از ۶ درصد در اردن تا ۶۷ درصد در تونس متغیر است. به شکلی مشابه، در جنوب صحرای آفریقا، ۵ درصد از مسلمانان در نیجر می‌گویند ازدواج با چند همسر نادرست است، در حالیکه ۵۹ درصد مسلمانان موزامبیک چنین دیدگاهی دارند. از سوی دیگر، در حالیکه در بوسنی و آذربایجان تنها ۴ درصد مسلمانان چندهمسری را از لحاظ اخلاقی درست می‌دانند، در نیجر و سنگال به ترتیب ۸۷ درصد و ۸۶ درصد چنین اعتقادی دارند. همچنین وضعیت کشورهای عربی نیز یکسان نیست و بطور مثال در تونس مخالفین ۶۷ درصد و موافقین ۲۸ درصد را تشکیل می‌دهند، ولی در مصر و اردن ۴۱ درصد موافق و به ترتیب ۸ و ۶ درصد مخالف بوده اند.

در ۱۵ کشور از ۳۷ کشوری که در آن از اخلاقی بودن طلاق سوال پرسیده شد، حداقل نیمی از مسلمانان طلاق را یک عمل اخلاقی قابل قبول در نظر می‌گیرند. مقبولیت طلاق در تایلند (۶۵ درصد)، ترکیه (۶۴ درصد)، لبنان (۶۴ درصد)، بنگلادش (۶۲ درصد)، تونس (۶۱ درصد) و بوسنی و هرزگوین (۶۰ درصد) بیشتر از سایر کشورهاست. در مقابل، حداقل نیمی از مسلمانان در ۱۰ کشور اعتقاد دارند که طلاق از نظر اخلاقی اشتباه است؛ در لیبریا ۷۲ درصد، مالی ۷۱ درصد، اتیوپی ۷۱ درصد و پاکستان ۷۱ درصد. در اکثر کشورهای مورد بررسی، حداقل یک پنجم مسلمانان می‌گویند طلاق یک مسئله اخلاقی نیست و یا به وضعیت طرفین بستگی دارد. این دیدگاه در آذربایجان ۵۰ درصد، عراق ۴۸ درصد و افغانستان ۴۴ درصدمسلمانان را دربرمی گرد.

مسلمانان همچنین در برابر پرسش از اخلاقی بودن کنترل بارداری چند دسته می‌شوند و در بسیاری از کشورهایی که این سوال پرسیده شده بود، اکثریت با هیچ کدام از طرفین نبود، بلکه بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان – در آسیای مرکزی ۲۷ درصد، جنوب و شرق اروپا ۳۰ درصد و در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۴۱ درصد – می‌گویند که تصمیم یک زوج به محدود کردن حاملگی یا اساسا یک مسئله اخلاقی نیست و یا بستگی به وضعیت آنها دارد.

علاوه بر این، بر اساس این تحقیق مشخص شد که حامیان قانون قرار گرفتن شریعت در کشورهای مختلف لزوما دیدگاه های مشترکی در زمینه اخلاقی بودن یا نبودن طلاق و کنترل جمعیت ندارند. به عنوان مثال، در بنگلادش و لبنان، طرفداران شریعت حداقل ۱۱ درصد بیشتر از دیگر مسلمانان می‌گویند طلاق از نظر اخلاقی قابل قبول است، اما در آلبانی، قزاقستان، روسیه، کوزوو و قرقیزستان، کسانی که می‌خواهند شریعت به عنوان قانون رسمی قرار گیرد، کمتر از دیگر مسلمانان طلاق را نظر اخلاقی قابل قبول می‌دانند.

 

حقوق زنان

نگرش مسلمانان نسبت به حقوق زنان متفاوت است. در اغلب نقاط جهان، مسلمانان می‌گویند که یک زن خود باید برای داشتن حجاب تصمیم بگیرد. با این حال هنگامی که پرسش به به زندگی خصوصی می‌رسد، بیشتر مسلمانان می‌گویند یک زن همیشه باید از شوهرش اطاعت کند. همچنین اختلاف قابل توجهی نسبت به اینکه آیا تنها مرد قادر به شروع یک طلاق باشد و یا اینکه آیا یک دختر باید بتواند ارثی برابر با پسر داشته باشد، وجود دارد.

در پنج منطقه از شش منطقه عمده موجود در مطالعه، اکثریت مسلمانان در بسیاری از کشورها می‌گویند یک زن باید خود تصمیم بگیرد که آیا در ملاء عام حجاب داشته باشد یا خیر؛ در جنوب و شرق اروپا (۸۸ درصد)، جنوب شرقی آسیا (۷۹ درصد) و آسیای مرکزی (۷۳ درصد). البته در جنوب آسیا (۵۶ درصد) و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (۵۳ درصد) چنین اعتقادی دارند. جنوب صحرای آفریقا تنها منطقه ایست که متوسط کمتر از نیمی (۴۰ درصد) این حق را برای زنان ثابت می‌دانند.

اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان در بسیاری از مناطق می‌گویند یک زن همیشه باید از شوهرش اطاعت کند. این دیدگاه در جنوب شرقی آسیا (۹۳ درصد)، جنوب آسیا (۸۸ درصد)، و خاورمیانه و شمال آفریقا (۸۷ درصد) اکثریت قاطعی را تشکیل می‌دهد. حتی در آسیای مرکزی، منطقه ای که التزام مذهبی در آن نسبتا پایین است و از حق زن برای تصمیم گرفتن در مورد حجاب حمایت قاطعی داشتند، هفتاد درصد مسلمانان چنان اعتقادی دارند. تنها در جنوب و شرق اروپا کمتر از نیمی مسلمانان (متوسط ۴۳ درصد) این دیدگاه را پذیرفتند.

دیدگاه ها در مورد حقوق زنان در باب طلاق و ارث در سراسر مناطق مورد مطالعه، بطور قابل توجهی متفاوت است. مسلمانان در جنوب و شرق اروپا و آسیای مرکزی به وضوح از حق زن برای شروع طلاق (بطور میانگین به ترتیب ۸۶ درصد و ۷۰ درصد) دفاع می‌کنند. با این حال، در مناطق دیگر این اعتقاد بسیار کمتر است؛ در آسیای جنوب شرقی ۳۲ درصد و در خاورمیانه و شمال آفریقا ۳۳ درصد.

بطور میانگین بیش از ۶۰ درصد در سه منطقه – جنوب و شرق اروپا (۶۹ درصد)، جنوب شرقی آسیا (۶۱ درصد) و آسیای مرکزی (۶۰ درصد)  اعتقاد دارند دختران و پسران باید حقوق ارث برابر داشته باشند. اما این عقیده در جنوب آسیا (۴۶ درصد) و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (۲۵ درصد) به مراتب موافقان کمتری دارد. البته نگرش نسبت به مسائل جنسیتی ممکن است توسط بافت اجتماعی و سیاسی که در آن مسلمانان زندگی می‌کنند تحت تاثیر قرار گیرد و به عنوان مثال، حمایت از ارث برابر، اغلب در کشورهایی که زیادتر بودن سهم پسر جزء قانون کشور نیست، بسیار بیشتر است و در بسیاری از کشورهایی که در آن قوانین ارث نابرابر برای پسران و دختران اجباری نیست، اکثریت مسلمانان حامی ارث برابر اند؛ در ترکیه ۸۸ درصد، بوسنی و هرزگوین ۷۹ درصد و کوزوو ۷۶ درصدچنین اعتقادی دارند. در مقابل، در بسیاری از کشورها که در آن نابرابری قانونی است، درصد کمتری از مسلمانان به ارث برابر اعتقاد داشته اند: اردن (۲۵ درصد)، عراق (۲۲ درصد)، مراکش و تونس (۱۵ درصد).

در نگاهی کلی گاهی تفاوت در دیدگاه ها بخاطر تفاوت جنسیت است و زنان مسلمان اغلب، اما نه همیشه، حمایت بیشتری از حقوق زنان دارند. به عنوان مثال در حدود نیمی از ۳۹ کشور مورد بررسی، زنان با درصد بیشتری نسبت به مردان می‌گویند که یک زن باید برای خودش در مورد حجاب تصمیم بگیرد، با این حال در دیگر کشورها، دیدگاه زنان مشابه مردان است. همچنین در باب طلاق و ارث برابر کشورهای کمی هستند که در آن حمایت زنان مسلمان از حقوق زنان، نسبت به مردان مسلمان به میزان قابل توجهی تفاوت داشته باشد.

 

روابط میان مسلمانان

با وجود این واقعیت که بسیاری از مسلمانان خود را مومن تر از سایر مسلمانان هموطن خود میدانند، اما تنها معدودی تقابل میان مسلمانان مذهبی تر و کسانی که کمتر مذهبی هستند را مشکل بسیار بزرگی در کشور خود می‌دانند و کمتر از یک سوم مسلمانان در ۲۳ کشوری که در آن سوال پرسیده شد می‌گویند این یک مسئله تنش زا در جامعه آنهاست، دیدگاهی که در میان مسلمانان خاورمیانه و شمال آفریقا طرفداران بیشتری دارد و تقریبا یک چهارم یا بیشتر پاسخ دهندگان در سرزمین های فلسطینی (۳۱ درصد)، مصر (۲۷ درصد)، تونس (۲۶ درصد)، لبنان (۲۵ درصد) و مراکش (۲۴ درصد) چنین اعتقادی دارند و در عین حال این دیدگاه در مثل اردن (۱۷ درصد) و عراق (۱۲ درصد) مقبولیت بسیار کمتری دارد.

همچنین در مورد نگاه به نزاع میان شیعه و اهل سنت، در سراسر هفت کشوری که در آن سوال از تنش میان شیعه و اهل سنت پرسیده شد، کمتر از چهل درصد مسلمانان تنش بین سنی ها و شیعیان را یک مشکل بزرگ ملی می‌دانستند هرچند سطح نگرانی ها به شکل قابل توجهی متفاوت است؛ از یک سو در آذربایجان ۱ درصد چنین اعتقادی دارند و در مقابل این عقیده در سه کشور لبنان (۳۸ درصد)، پاکستان (۳۴ درصد) و عراق (۲۳ درصد) رواج بیشتری دارد، سه کشوری که خود خشونت های فرقه ای را بیشتر تجربه کرده اند.در ترکیه و تاجیکستان نیز کمتر از یک ششم مسلمانان (۱۴ درصد) چنین اعتقادی دارند.

در عراق و لبنان اهل سنت بطور قابل توجهی بیشتر از شیعیان به درگیری های فرقه ای به عنوان یک مشکل بسیار بزرگ در کشور نگاه می‌کنند؛ درحالیکه ۴۰ درصد از اهل سنت عراق و ۴۸ درصد از اهل سنت لبنان چنین نگاهی دارند، تنها ۱۱ درصد از شیعیان عراق و ۲۷ درصد از شیعیان لبنان درگیری های فرقه ای را به عنوان یک مشکل بسیار بزرگ در کشور خود می‌بینند.

 

نگاه به سایر ادیان

در ۳۴ کشور از ۳۸ کشور مورد مطالعه، حداقل نیمی از مسلمانان بر این باورند که اسلام تنها دین درستی است که می‌تواند منجر به زندگی ابدی در بهشت شود. این اکثریت در بیشتر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، از جمله مصر (۹۶ درصد)، اردن (۹۶ درصد)، عراق (۹۵ درصد)، مراکش(۹۴ درصد) و سرزمین های فلسطینی (۸۹ درصد) مشهودتر است، هرچند در برخی از کشورهای این دو منطقه کمی کمرنگ تر به نظر می‌آید: لبنان (۶۶ درصد) و تونس (۷۲ درصد). در اغلب کشورهای مورد بررسی در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، بیش از شش نفر از هر ده مسلمان چنین اعتقادی دارد و در برخی از این کشورها نیز درصد کمتری چنین اند: کامرون (۵۷ درصد)، گینه بیسائو (۵۴ درصد)، چاد (۵۰ درصد) و موزامبیک (۴۹ درصد).

همچنین در تمام کشورهای مورد بررسی در آسیای مرکزی جز یک کشور، حداقل ۶۰ درصد مسلمانان می‌گویند که اسلام تنها راه نجات در زندگی ابدی است و تنها استثنا قزاقستان است که در آن تنها ۲۹ درصد چنین اعتقادی دارند، در حالی که ۴۹ درصد می‌گویند که بسیاری از ادیان دیگر نیز می‌توانند چنین نقشی را ایفا کنند.

حداقل نیمی از مسلمانان در بسیاری از کشورهای اروپای جنوبی و شرقی می‌گویند که اسلام مسیر منحصر به فرد به سوی بهشت است. مسلمانان آلبانیایی در این میان استثنا هستند؛ تنها ۳۷ درصد چنین اعتقادی دارند در حالی که یک چهارم می‌گویند بسیاری از ادیان دیگر نیز می‌توانند چنین باشند و البته ۳۸ درصد هیچ نظر روشنی در مورد این مسئله ارائه ندادند.

در این نظر سنجی به طور خاص در مورد روابط میان مسلمانان و مسیحیان پرسیده شد، و تقریبا در تمام کشورها، کمتر از نیمی از مسلمانان می‌گویند که بسیاری یا بیشتر پیروان این دو دین،نگاه خصمانه ای نسبت به گروه دیگر دارند: مصر ۵۰ درصد، گینه بیسائو ۴۱ درصد، جمهوری دموکراتیک کنگو ۳۷ درصد، چاد ۳۴ درصد و بوسنی و هرزگوین ۳۱ درصد.

 

مذهب، علم و فرهنگ عامه

این نظر سنجی از نظرات مسلمانان در مورد ابعاد مختلف زندگی معاصر پرسید. مسلمانان هرچند ناسازگاری هایی میان ایمان و زندگی خود در جهان مدرن می‌بینند، اما بیشتر آنها اعتقاد دارند هنوز هم ممکن است در یک جامعه مدرن به عنوان یک مومن زندگی کنند و تنها تعداد نسبتا کمی احساس تضاد بین مذهبی بودن و زندگی در یک جامعه مدرن داشتند. همچنین بسیاری نیز با این ایده که تضاد ذاتی بین دین و علم وجود دارد مخالفند، تا جاییکه بسیاری از مسلمانان می‌گویند که آنها به نظریه تکامل نیز اعتقاد دارند.

ورود فرهنگ عامه غربی و هندی با واکنش های مختلفی از سوی مسلمانان جهان مواجه شده است، در حالیکه موسیقی غربی، فیلم و تلویزیون غرب در بسیاری از نقاط جهان جایگاهی ثابت پیدا کرده است، این نظرسنجی نشان می‌دهد که در سطح فردی، بسیاری از مسلمانان فرهنگ عامه غربی را دوست دارند، بخصوص در جنوب و شرق اروپا (۶۶ درصد)، آسیای مرکزی (۵۲ درصد) و کشورهای جنوب صحرای آفریقا (۵۱ درصد). در جنوب شرقی آسیا نیز ۴۱ درصد و در خاورمیانه و شمال آفریقا ۳۸ درصد با این دیدگاه موافق بوده اند. این موافقت در آسیای جنوبی به اقلیت می‌رسد و تنها ۲۵ درصد چنین عقیده ای دارند. اگرچه بسیاری از مسلمانان از فرهنگ غربی لذت می‌برند ولی در عین حال اکثریت مسلمانان در بسیاری از کشورهای مورد بررسی اعتقاد دارند که این فرهنگ به اخلاق در کشور آنها آسیب می‌زند و البته این دیدگاه تنها مختص مسلمانانی نیست که بصورت شخصی علاقه ای به فرهنگ غربی ندارند، بلکه در چهار منطقه از شش منطقه، بطور میانگین حداقل نیمی از کسانی که از این فرهنگ لذت می‌بردند نیز می‌گویند واردات فرهنگی غرب موجب تضعیف اخلاق در کشورشان می‌شود: کشورهای جنوب صحرای آفریقا (۶۵ درصد)، جنوب آسیا (۵۹ درصد)، آسیای جنوب شرقی (۵۱  درصد) و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (۵۱ درصد). در مقابل مسلمانان می‌گویند فیلم های بالیوود و موسیقی هند را بیشتر از سرگرمی های غربی دوست دارند ولی فرهنگ بالیوود را برای اخلاق جامعه خود از فرهنگ غربی کمتر مضر می‌دانند.

ترجمه کامل گزارش مفصل پیو، تالیفی مستقل می‌طلبد و این برگردان خلاصه، تنها برای نشان دادن برخی از نقاط مهم تر و قابل توجه تر گزارش، آن هم به شکلی اجمالی بود. هرچند باید به این مسئله اذعان داشت که فارغ از بحث گمانه زنی در مورد نیت گردآورندگان این قبیل گزارش های افکارسنجی از سوی موسسات بزرگ غربی، این دست گزارش ها عموما به علت عدم توجه به فاصله فرهنگی زیاد میان طبقات مختلف جامعه در کشورهای اسلامی و عدم توجه به گستردگی و درصد نقشی که هر یک در جامعه دارند و در اداره آن ایفا می‌کنند، نگرانی از ساختن تصویری نامتناسب با واقعیت و نادیده گرفته شدن طبقاتی مانند روستاییان، که عموما به دلایل زیادی دسترسی به آنها خصوصا در کشورهای اسلامی و عربی برای گزارشگران خارجی چندان زیاد نیست و دیدگاه های بسیار متفاوتی با جامعه شهرنشین دارند، را بیشتر می‌کند، هرچند گزارش فوق بصورت رودررو تهیه شده و تا حدودی کمتر در معرض بسیاری از مشکلات افکارسنجی های اینترنتی بوده است. همچنین عدم حضور یا به تعبیری دقیقتر عدم امکان برگزاری این نظرسنجی در کشوری مثل ایران که بزرگترین جمعیت شیعه در جهان اسلام را در بردارد، و نیز متفاوت بودن محدوده جغرافیایی در برخی سوالات، باعث شده دقت این گزارش در مورد کلیت جهان اسلام درصد تقریب کمتری داشته باشد. در عین حال و در غیاب نمونه های دیگری برای این قبیل افکارسنجی ها، خصوصا از سوی جوامع مسلمان و در چنین گستره ای، از ارزش بسیار زیاد این دست گزارش ها نباید غافل شد که نه تنها به ما در یافتن تصویری که از بیرون از جهان اسلام از فرهنگ اسلام و معنی مسلمانی می‌شود کمک می‌کند، بلکه به متولیان فرهنگ و تبلیغ دین – علاوه بر کسانی که به تحلیل جامعه شناسانه مسلمانان می‌پردازند – نیز در یافتن تصویری واقعی تر از جامعه هدف و برآورد نیازها و نقاط قوت و ضعف آن کمک می‌کند.



[۱] . این کتاب توسط سهیلا ناصری و با عنوان «چه کسی از طرف اسلام سخن می گوید؟» توسط نشر هرمس به فارسی برگردان شده است، هرچند در ترجمه فارسی، به اذعان مترجم «بخش هایی از کتاب که واقعیات را مدنظر قرار نداده، به روشهای مقتضی مورد تلخیص قرار گرفته است.»

 
 
 
 
 
 
 

  1. سلام
    منتظر نوشته‌های تازه‌ایم از شما