ابن حزم اندلسی (درگذشته ۴۵۶ هـ) در کتاب اصولی مشهور خود الاحکام به تشابهی که میان زبان‌های عبری، سریانی و عربی یافته اشاره می‌کند و می‌گوید: «چنین به نظر می‌آید این زبان‌ها در اصل یک زبان واحد بوده‌اند که به مرور زبان و بخاطر اختلاف لهجه کم‌کم از هم فاصله گرفته‌ و چند زبان مستقل و البته بسیار شبیه هم پدید آمده است.» توجه به تشابه میان زبان عربی و برخی زبان‌های مجاور آن، اختصاصی به ابن حزم ندارد و بسیاری از دانشمندان مسلمان پیش و پس از وی نیز مشابهت‌هایی میان زبان عربی و این زبان‌ها و یا زبان‌های […]

 

 

۳- سومین دسته کتاب‌های لغت را می‌توان مهجورترین دسته کتب لغوی دانست. در این شیوه تدوین، نه به شکل ظاهری و نه حتی ریشه کلمات توجهی نمی‌شد بلکه معنا تنها معیار بود؛ دسته‌بندی واژه‌ها بر اساس معانی آن‌ها و چینش آن‌ها در گروه‌های معنایی مربوط. نخستین بار ابوعبید قاسم بن سلام (متوفای ۲۲۴ هـ) دست به تدوین لغت‌نامه‌ای موضوعی زد و الغریب المصنف را تالیف کرد. وی کتاب خود را به ۲۵ کتاب مانند کتاب خلق الانسان، کتاب اللباس، کتاب الامراض تقسیم و هر کتاب را به ابواب متعددی تقسیمی مجدد نمود، و چنین شد که کتابی عظیم در ۹۰۰ باب […]

 

 

۲- ترتیب بر اساس ریشه کلمات و ترتیب الفبائی: اسحاق بن ابراهیم فارابی (متوفی ۳۵۰ هـ) نخستین بار در معجم خود دیوان الادب به ترتیب الفبایی توجه کرد[۱]، هر چند وی اساس کتاب خود را نه بر اساس ریشه‌ها که بر اساس ترتیبی خاص و بسیار نامعمول چید که بعدها هیچ گاه مورد توجه قرار نگرفت، اما نخستین بار ایده چینش بر اساس حروف الفبا را مطرح کرد و خواهر زاده او ابو نصر جوهری (متوفای حدود ۴۰۰ هـ) با الهام از وی بود که کتاب مشهور خود تاج اللغه و صحاح العربیه که به صحاح مشهور است را تدوین […]

 

 

با شروع قرن دوم هجری و توجه دانشمندان اسلامی به بررسی زبان عربی، جمع‌آوری و تدوین کتاب‌هایی که واژه‌های عربی فصیح را دربرداشته باشند اهمیتی به‌سزا پیدا کرد. تنوع مجموعه‌های تدوین شده بسیار درخور توجه است؛ برخی مانند کتاب نوادر تنها در پی ثبت لغات بودند و هیچ ترتیب و موضوع خاصی را به عنوان الگو در نظر نگرفته‌نبودند، برخی دیگر به تک‌نگاری‌های موضوعی پرداخته و آنچه در باب موضوعی خاص (مثلا ابل) گردآوری کرده بودند را تدوین کردند، و دسته‌ای دیگر در پی جمع کلمات اضداد و یا الفاظ مونث و مذکر و یا سایر تقسیم بندیها بوده‌اند، در […]

 

فقه اللغه؛ دانشی که گم شد!

دوشنبه،۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۸:۵۰ ق.ظ - یادداشت ها
 

با یک مسئله شروع می کنم : تا بحال به تفاوت بین شامی و کوکو فکر کردید ؟ بنظر شما قرنها بعد ، نسلهای بعدی ما که مشغول بررسی کلمات و معانی اونها در زمان ما هستند ، از ” املت ” و ” نیمرو ” دقیقا همین معنای ما را میفهمند و یا اینکه به نظر آنها املت و نیمرو دو اسم برای غذایی بوده که از فرآیند پختن تخم مرغ در روغن داغ تهیه میشده ؟ بنظر آنها ” کوکو ” و ” شامی ” دو اسم برای یک غذا در دو منطقه متفاوت جغرافیایی بوده یا تفاوتی […]