عثمان بن مقبل الواعظ یکی از فقهای بغداد بود که آثاری چند در تفسیر، اخلاق، فقه و تاریخ داشت. در مورد آثار او گفته‌اند که بسیار پر اشتباه است، چرا که او شخصی «صحفی» بوده است.

اصطلاح «صحفی»[۱] اصطلاحی رایج در فرهنگ علمی جهان اسلام بود که برای توصیف افرادی به کار می‌رفته که تلاش می‌کردند علم را نه از اساتید و شیوخ بلکه با مطالعه شخصی کتاب‌های علمی به دست آورند. چنین افرادی همیشه در معرض دو خطر مهم بوده‌اند:

۱- قرائت و فهم نادرست متون علمی

۲- خود بزرگ‌بینی و گستاخی نسبت به عالمان

مثال‌های بسیاری در تاریخ دیده می‌شود که شخصی «استاد ندیده» عبارتی را اشتباه می‌خواند یا اشتباه می‌فهمد و از آنجا که استادی در بین نبوده که اشتباه او را تصحیح کند، به نتایج نادرست و گاه بسیار دور از وادی رسیده است. در چنین شرایطی طبیعی است که در بسیاری از مسائل علمی به نظری متفاوت با دیگران برسد و ناآگاهانه دیگران را به ندانستن و سوء فهم متهم کند، غافل از اینکه مشکل از فهم اوست نه دیگران!

البته این همه مشکل نیست، این افراد چون محضر استادی را درک نکرده و «ادب شاگردی» را تجربه نکرده اند، با غرور و خود بزرگ‌بینی به عالمان نظر می‌کنند و جسارت سبکسرانه خود در نقض و رد آرای ایشان را ناشی از آزاد اندیشی خود دانسته و همیشه از تعصب و کم‌دانی دیگران شکوه دارند.

این معضل سابقه‌ای قدیمی دارد و ردپای آن را از میان راویان نخستین اشعار جاهلی، تا برخی محدثین و فقها می‌بینیم، و از این روست که نصیحتی معروف، همیشه ورد زبان عالمان اسلامی بوده است: «لا تأخذوا العلم من صحفی».

به نظر می‌رسد ریشه عمده مشکلات امروزی ما – خصوصا در حوزه دین‌پژوهی – جابجایی همین ارزش بسیار مهم است: امروزه بسیاری به درس نخواندن پیش اساتید و مطالعه شخصی کتاب‌ها افتخار می‌کنند و البته نقدها و اشکالات سستی که به ذهنشان می‌رسد را نه بخاطر نااهلی خودشان که از کم‌فهمی و البته جمود فکری تمامی دیگر عالمان می‌دانند. در چنین شرایطی بهترین پاسخ به این جماعت همین مَثَل رایج عربی است: «حفظت شیئا و غابت عنک أشیاء»!


__________

[۱] . چنانچه روشن است این کلمه صیغه نسبت برای واژه «صُحُف» است و در نسبت به جمع، آن را به صیغه مفرد می‌بایست منسوب خواند و ضبط صحیح «صَحَفی» به فتح دو حرف اول است، نه «صُحُفی» به ضم، چنانکه غلط مشهور است.

 
 
 
 
 
 
 

  1. رامهرمزی نقل می کند: لا تقرءوا القرآن علی المصحفیین و لا تحملوا العلم عن الصحفیین

    کستر یک مقاله در باره این دارد که در آن کتاب ۴ جلدی حدیث انگلیسی می توان مشاهده نمود

    ج ۱ ص ۲۵۲

     
  2. سلام
    هرچند شما احتمالاً منظورتون از استاد دیدن این نیس: (اما یادمون نره که الآن خیلی ها به همین معنایی که روایات صادر شده اند استاد داشتن رو می پندارند)

    عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ:
    مَنْ دَخَلَ فِی هَذَا الدِّینِ بِالرِّجَالِ أَخْرَجَهُ مِنْهُ الرِّجَالُ کَمَا أَدْخَلُوهُ فِیهِ وَ مَنْ دَخَلَ فِیهِ بِالْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُول‏

    قَالَ علیه السلام:
    «مَنْ أَخَذَ دِینَهُ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ- صَلَوَات اللَّهِ عَلَیْه وَ آلِهِ- زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُولَ، وَ مَنْ أَخَذَ دِینَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ، رَدَّتْهُ الرِّجَا

    یادمون نره چه کسانی این صحفی بودن رو به زعم خودشون به عنوان طعنه به ائمّة صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین می گفتند

     
    • سلام
      منظور از صحفی کسی نیست که مرید استادی نشده، بلکه کسی است که صرفا استاد ندیده، یعنی طرف تفریط، در مقابل افراطیونی که بجای استادی، به دیده مراد به استادشان نگاه میکردند و روایات اونها را مذمت کردند.
      نکته دوم اینکه تا جاییکه دیده بودم صحفی بودن مانند مثلا کذاب یا ضعیف الحدیث بودن از الفاظ عامه قدح بوده و بار مذهبی خاصی ندارد. لذا در فرهنگ شیعه هم استفاده از این کلمه دیده میشود. همانطور که به ائمه ع قدحهای دیگری نیز وارد میکردند از این واژه استفاده میشده است. احتیاطا امروز از استاد حدیثمان هم این مسئله را پرسیدم و ایشان هم همین برداشت خنثی را داشتند.